جمعه سی ام آبان ۱۳۹۹ ساعت 17:31 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

 

خب روز دوم کرونایی هم گذشت !

دیشب شب سختی بود !هم بدن درد هم کلافگی داشتم هم تب

 گلومم هم درد داره

هم میخاره درواقع داخل گوش هامم میخاره یا حس میکنم اب داخلش هست یخ میکنه!

تب و لرز هم دارم

ولی خب دیشب قبل خواب ابلیمو و عسل خوردم خیلی خوب بود

حالم خیلی بهتر شد

امروز بهتر بودم ولی همش خواب بودم

سر دردم کمتر شده

درد بدنم هم کمتر شده

ولی هنوز تب و لرز دارم

در مجموع امروز از دیشب بهتر بود

برچسب ها :

کرونا

پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 17:31 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

 

خب میخوام تا زمان خوب شدن کامل همه چیزو بنویسم !

که چطور هستم و شدم و حالت و اینا!

 

اولش با بدن درد شروع شد و خستگی توی دست و پا

بعد پشت ران پا درد میکرد و کم کرد رسید به همه جا

هم زمان سردرد و حالت تهوع و اسهال و سرفه یکم دارم البته خیلی کم

ولی گلو درد و خارش گوش دارم....

همینطور تب دارم

درحالی که در گرمترین اتاق خونه میخوابم و زیر پتو بازم احساس لرز میکنم!

سرم خیلی درد میکنه با مسکن دردش کم میشه ولی قطع نمیشه

از دیشب بدتر شدم فلا دارم بدتر میشم!

 

برچسب ها :

کرونا

چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۹ ساعت 23:14 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

 

با همه رعایت کردن ها

و فقط در موارد اضطرار بیرون رفتن اونم با ماسک

دستکش گاها!

و ضد عفونی مرتب دست و شستن این داستانا!

کرونا گرفتم :|

حالا براتون از تجربه هام هم مینویسمممم

ولی نکته امیدوار کننده اینه کلی از اطرافیان ک گرفتن خوب شدن کامل! بدون بستری در بیمارستان!

برچسب ها :

کرونا

چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۹ ساعت 0:52 توسط باستان شناس آینده | 


آدم‌ها می‌آیند،
آدم‌ها می‌روند.
هر کسی که می‌آید،
چیزی برایت می‌آورد؛
هر آن کس که می‌رود
چیزی از تو را می‌بَرد ... !
آدم ها می‌آیند، آدم‌ها می‌روند ...
سالها بعد خواهی فهمید،
چیزی که از تو بر جای مانده،
خودت نیست ...
تکه‌هایی است جمع‌شده از آدم‌هایی که آورده بودند و در ازایش ...
آرام آرام تو را تکه تکه بُردند ...

#حمید_جدیدی

جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۹ ساعت 18:48 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

 

یه جایی هست به اسم حد بخشش

یعنی طرف هرکاری هم کرده باشه

حاضری ببخشیش!

دلیلش چیه؟!

( حماقت! ؟؟؟ ) یا ؟

برچسب ها :

بخشش

دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 4:57 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

 

پروفایل رو آپ کردم :)

 

کلیک کنید

شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 12:1 توسط باستان شناس آینده | 

انقدر که بازار انتخابات امریکا تو ایران گرم شده تو خود امریکا هیچ خبری نیست

هرجا میریم صحبت از آرای الکترال هست :|

و همه تبدیل شدن به کارشناسان مسائل سیاسی و بین المللی :|

استوری باز میکنیم :|  در پنسیلوانیا تقلب شده :|

میایم تلگرام بایدن آرای الکترال پنسیلوانیا را بدست اورد!

واتساپ  ترامپ ...

خدایش خسته نباشید

یه چندتا رای الکترال هم باید واس ما در نظر میگرفتن با این حجم از استقبال خدایش حیفه

شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 1:14 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

 

بیشتر وقت ها ما انسان ها به چیزهایی فکر میکنیم که نباید فکر کنیم!

و کارهایی رو انجام میدیم که نباید انجام بدیم!

پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 18:14 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

خب به گام های نهایی مقاله رسیدم و ان شالله اگر خدا کمکم کنه در هفته اینده کامل خواهد شد بخشی که مربوط به زبان فارسی و برای ایران هست

باید ببینم خدا کمک میکنه در یک مجله خارجی هم موفقیتی بدست بیاریم یانه .....

همین :)

چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 13:26 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

 

برای نوشتن این پست خیلی فکر کردم و صبر کردم که پست رو از روی خشم و ناراحتی ننویسم که به کسی بر نخوره!

ولی تا کی باید ملت نجیب و بزرگ افغانستان اسیر کینه توزی های مشتی نفهمم و بد فهم مذهبی باشه؟!

تا کی باید در خیابان های افغانستان حمام خون راه بیوفته ؟ و سوال مهمتری دارم دلیل کشتار چیست؟ با کشتن به چیز میرسید؟

افسوس و هزاران افسوس برای جوانانی که به امید ساختن وطن آزاد و ابادشون اون روز وارد دانشگاه کابل شدن و به سوی عرش پرکشیدن !

افسوس برای افغانستان و افسوس برای جگر گوشه ایرانشهرم

این غم را چگونه بازگو کنیم؟! مدعیان حقوق بشر دقیقا الان کجان؟

اگر چنین جنایتی در یک کشور اروپایی یا امریکایی رخ داده بود امروز همه دنیا در مورد ان حرف میزدن! ولی افغانستان!؟

ای سرزمین نجیب مطمئنم روزی آرام خواهی گرفت

تو خواهی ماند و این وحشیان عصیانگر از صحنه تو پاک خواهند شد ....

ملت بزرگ افغانستان هرگز تسلیم مشتی نفهم نخواهند شد اراده آهنین مردم افغانستان جهل و تعصب را درهم خواهد شکست....

کاش دستان پشت پرده به بازی های کثیف خود در افغانستان پایان دهند......

مردم نجیب افغانستان قلب ما با شماست

ما از یک ریشه و فرهنگیم ......

ما شاخسار یک درختیم .... و ما نیز در غم شما شریکیم

قلب های همه ما متاثر شده از این همه جنایت و افسوس که دستانمان بسته هست

برایتان روز های آرام آرزو میکنیم

نسل جوان این شب تاریک ظلمت را به سحرگاهان آگاهی خواهد رساند

برچسب ها :

افغانستان

،

افغانی

،

تاجیک

،

کابل

سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 20:37 توسط باستان شناس آینده | 

 به نام او

همیشه توی زندگیم به این معتقد بودم که انسان باید دوست داشتن یا اهمیت دادن رو ثابت کنه و نه صرفا بیان کنه چون به حرف که ماشالله همه اینکاهر هستن ...

و یه نکته ی که در من همیشه وجود داشته اینه که بیان خوبی ندارم ! یعنی از سال های بچگی هم اینطوری بودم

احساسات رو بروز نمیدم ! ولی سعی میکنم با رفتارم مراقب ادمهای اطرافم باشم یا کسانی رو که دوستشون دارم ولی به ندرت در مورد اینکه مهم هستن یا دوستشون دارم و نگرانشونم باهاشون صحبت میکنم ....

ولی دائما این رو فهمیدم انسان ها بیشتر نیاز به شنیدن دارن و درواقع حتی اونایی که به دروغ و تنها فقط حرف میزنن!

من همیشه حواسم به دوستام بوده و چراغ خاموش از حالشون خبر داشتم و میگرم و مراقبشون هستم دورادور

ولی اینطوری هم نیست که دائم خودم تکرار کنم

و سعی میکنم در سایه باشم

و البته پاهی حس میکنم بعضی دوستان شاید جور دیگه برداشت کنن یا ....

ولی خب یجورایی این روزها خودم خیلی کم حوصله شدم و از طرفی دیگه تمایلی هم برای حرف زدن از شرایط با کسی ندارم و در واقع باید گفت فلا نمیدونم با چه کسی باید اون چیزهارو بگم......

و هروز بیشتر از قبل سکوت میکنم....

و کم رنگتر از قبل

خیلی کم رنگتر از قبل....

خیلی....

اگر کسی ازم ناراحته امیدوارم ناراحت نباشه ... هیچ تعمدی در رفتارم نیست فقط کم حوصله ام و اینکه من کلا ادم لفاظی نیستم نبودمم:)

و بخاطر همین شاید با ادمهای دورم احساس بیگانگی میکنم.

با وجود تمام دستاورد هایی که این ماهای اخیر داشتم بازم خیلی دارم مسکوت میشم....

ولی خیلی نکته خوبی این ماه ها یاد گرفتم که دانشمندان خارجی یعنی پژوهشگران خیلی معروف دنیا در مطالعات باستان شناسی و چیزهای مربوطه خیلی انسان های شریف و خاکیی هستن حداقل در چندین مورد مکاتبه ام باهاشون اینو کاملا لمس کردم

دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 21:8 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

نمیدونم چرا حس میکنم اینجا انتهای کم حوصله بودنه....

جوری که اصلا حتی حوصله واکنش هم ندارم و اگر هم کسی ساز مخالف بزنه بدون اهمیت رهاش میکنم

و حتی توی مسائلی که زمانی خیلی برام جالب و جنجالی بود وقتی میبینم کسی داره چرت میگه بازم برام مهم نیست و رهاش میکنم

نمیدونم دیگه حوصله هیچ مسله مهمی ندارم...

ماه هاست حتی حوصله اخبارو ندارم و اگر کسی پست اخباری چیزی واسم میفرسته هم سین میکنم جوابشو نمیدم

خیلی عجیبه...

نمیدونم این گوشی لعنتی چش شده رفته خود به خود روی حالت سیف مود البته ولوم صداش سخت افزاری مشکل داشت حس میکنم بخاطر اونه... مجبور شدم همه برنامه هامو پاکشون کنم بعدشم ریست فکتوری کنم ولی بازم فایده نداشت همون حالته

حالا باید ببرمش برای تعمیر انگاری....

ولی خب متاسفانه نیاز مبرمی به وات دارم برای کارهای دانشگاه! ولی خب مهم نیست حوصله حرص خوردن واسه اینو دیگه ندارم!

باز یکم امروز این اعصابمو خراب کرد باز این قلب لعنتی دردش  شروع شده ....

 

جمعه نهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 1:38 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

خدایا هرچی تو بخوای همان میشود...

مدتی بود خبری از قلب درد نبود...

ولی اینبار چرا اینطوریه....

دردش ...

و حسم نسبت به دردش

پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۹ ساعت 4:15 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

و قلبی که باز ناملایم شده باماااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

همش حس میکنم رفیق نیمه راهی.....

شایدم خسته ی میخوای استراحت کنی و وایسی :)

برچسب ها :

قلب

شنبه سوم آبان ۱۳۹۹ ساعت 2:49 توسط باستان شناس آینده | 

در من کسی میل پریدن دارد...

پنجشنبه یکم آبان ۱۳۹۹ ساعت 2:30 توسط باستان شناس آینده | 

به نام او

چه زود سالها میگذرن......

چه زود :)

دارم پیر میشما

مشخصات
روزی باستان شناس خواهم شد

نه فورا ولی حتما

آغاز 1398/5/10
پیوندها

آمارگیر وبلاگ

دریافت کد آمارگیر سایت

B L O G F A . C O M