ب من گفتش بمان تا من بمانم
ندانستم که او ماندن نداند
منم ماندمو او هرگز نماندش
منُ نامه ی که او هرگز نخواندش
نمیدانم وفای او کجا رفت
که غم را با دل من اشنا کرد
طلوعم را چو شب بر من سیاه کرد
من و این زندگانی را تباه کرد
#خودم
شاید کامل تر شد
ب من گفتش بمان تا من بمانم
ندانستم که او ماندن نداند
منم ماندمو او هرگز نماندش
منُ نامه ی که او هرگز نخواندش
نمیدانم وفای او کجا رفت
که غم را با دل من اشنا کرد
طلوعم را چو شب بر من سیاه کرد
من و این زندگانی را تباه کرد
#خودم
شاید کامل تر شد