به نام او
این چندروز یه مشکلاتی پیش اومد که بسیار به نوشتن نیاز داشتم
ولی خب بلاگفا هم اختلال داشت و میدونستم چندروزی طول میکشه تا درست بشه
از ساعت 10 چشامو بستم و یه مُسکن خوردم و خوابیدم که هنوزم یکم سرم درد داره!
روز بدی بود!
از ساعت 9 صبح که از خواب پاشدم کلانتری بودم تا 9 شب که اومدم خونه از دادگاه
کاش میشد نوشت....
زندگی و سرنوشت کاش میشد گاهی ادم
چیزایی رو به خواست خودش عوض کنه...
کاش.